نقد به مثابه ی عقده گشایی
نقدی بر شیوه ی نقدهای برخی نقادان امروز
مصطفا خدایگان
- نگاهی کلی به شیوه های نقد امروز ایران
- گریزی به ماهیت و موجودیت اروتیسم در ادبیات و هنر
- نگاهی به نقدهای آقای مسعودی نیا بر روی شعرهایی از گراناز موسوی و کیمیا آرین1
به نظر می رسد پس از گذشت شش سال از پایان دهه ی هفتادِِ شعری هنوز مسئله ی بحران نقد ادبی در خودش و در ادبیات تولید مثل می کند و انتظار مخاطبان در جهت حل این مسئله ، بی پاسخ مانده است ! این موضوع زمانی صورت خود را بیشتر نشان می دهد که نقدها شکلی نمادین به خود می گیرند و بیشتر سعی در بیان عقاید شخصی و تحمیل نظراتی دارند که نقاد گمان می کند کاملن صحیح اند . عوامل بسیاری در این امر دخالت مستقیم و غیرمستقیم دارند . یکی از این عوامل موجودیت ذهنیِ منتقد است ؛ خصوصن به لحاظ دیالکتیکیِ تشکیل ذهن . ( که مشخص است !!)
و عامل دیگر ؛ مصائبی که منتقد در درون خود پروانده است ، که قسمت عمده ی آن ناشی از سرکوب ها،سکوت ها و از دست رفتگی های روانی و زبانی است . مصائبی که نتیجه اش می شود احساس عمیق حکومت مدارانه ی منتقد در حین نقد . بیشتر نقادان – در هر حوزه ای – بی آنکه خود بدانند ، دچار این موقیعت و مصیبت درونی می شوند .